یک لحظه تنهایی...
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 15 شهریور ماه سال 1387
من یک زنستانی هستم !

اولین بار فکر کنم اسفند  ۸۵بود  ... بهم گفتند  برای زنستان روجلد می زنی ؟ با موضوع قوانین : حق طلاق ، حق حضانت .. 

از خوشحالی تو پوست خودم نمی گنجیدم . زنستان ! کار کردن توی سایت زنستان برام افتخار بود و آرزو ... مطمئنم برای همه همین طور بود . 

چند هفته بعدش از تارا ایمیلی بهم رسید که ازم دعوت می کردکه برای کارهای هنری سایت زنستان کمکش کنم .چه شبهایی که با ستاره آنلاین بودیم و عکس مطالب رو حاضر می کردیم ... جلسات زنستان رو که امکان نداره هیچ وقت فراموش کنم .شور و هیجان بچه ها ... چیزهایی که از هم یاد می گرفتیم و انرژی که باعث می شد کنار هم اعتماد به نفس پیدا کنیم. 

بعد از تجربه زنستان، کار کردن کنار دوستان رسانه کمپین تجربه دوباره ای بود . با این تفاوت که تعداد بیشتر بود و فرصت کمتر . اما زنستان به ما یاد داده بود که کنار هم باشیم و کنار هم بنویسیم . 

من قدرت قلم پروین رو ندارم . مدیریت و مسئولیت پذیری مریم رو هم ... شبیه جلوه و ناهید هم نیستم . اما زنستانی ام و کمپینی ! حتی اگر هزارسال دیگه هم نتونیم زنستان دوباره ای داشته باشیم . 

من به کار کردن توی این دوتا سایت افتخار می کنم. 

و دلم می خواد به قاضی این ۴ نفر بگم اگر اتهام دوستان من کار کردن با این دو سایته بهتره فکری به حال منهم بکنند ! چون ما کنار هم و با هم بودیم و هستیم . چه در زنستان ، چه در کمپین !


دوشنبه 21 مرداد ماه سال 1387
بازی با بنیان خانواده

یک بار (چند سال پیش ) برحسب اتفاق در میان اقوام یکی از دوستانم مردی را دیدم که با وجود همسر و دو فرزند عاشق منشی مطبش شده بود و طی یک ماجرای عجیب و غریب عشقی ( در حد فرار و تهدید خانواده ها ) اورا عقد کرده بود .

دخترک - میترا - یک شب گذارش به خانه ما افتاد . مادرم تا فهمید او -زن دوم - مردی شده شروع به اعتراض کرد . اول خجالت کشیدم  از اینکه مادرم با مهمان غریبه انقدر توهین امیز حرف می زند. تقریبا فریاد می زد و اجازه صحبت به میترا نمی داد .مدام تکرار می کرد : عاشق شدی ؟ عاشق کسی که به خانواده و حریم خودش پایبند نمونده ؟ فکر می کنی روی ویروونه زندگی زنش می تونی خوشبخت بمونی ؟

میترا هم دلیل می اورد که عشق کوره و این حرفها رو نمی شناسه . مادرم پوزخند می زد و می گفت : اگر خیلی عاشق بود زنش رو طلاق می داد و می اومد سراغ تو . که نه اون بیچاره با دو تا بچه زجر شوهر بی وفاشو بکشه نه تو از ترس فردا مدام دچار بازی رقابت بشی.

مامان کوتاه نمی آمد و من سعی می کردم ماجرا را فیصله بدهم .

چندی پیش شنیدم که شوهر میترا مشکل مالی برایش پیش آمده و آنها مجبور شده اند فعلا خانه شان را بفروشند .زن اولش به او جای خواب داده بود .گفته بود بدون زنت ! اگر خواستی 12 شب به بعد میای می خوابی و صبح قبل از بیدار شدن بچه ها می ری !

و من گیج بودم که زن اول داره از مردش انتقام می گیره یا بخشیدتش . چرا در ازای اینکار نمی خواد که مرد طلاقش بده ؟ چرا مرد طلاقش نمی ده ؟ چرا هیچ دادگاهی حاضر نشد طلاق این خانم رو از شوهر به ظاهر معتبر و محترم - از نظر جایگاه اجتماعی - اما بی وفاشو بده ؟

...................

من ازدواج نکردم ! اما لازم نیست شوهر داشته باشم تا معنی چند همسری را بفهمم . من ازدواج نکردم ، با مهریه هم مخالفم ، اما نمی توانم به دختری که از ترس آینده دست آویزی جز مهریه ندارد بگویم اگر این لایحه تصویب شود تو باید مالیات مهریه نگرفته ات را امروز بدهی !

من کودکی ندارم اما می دانم که برای مردی که می خواهد انتقامش را توسط کودکش بگیرد پرداخت 50 تا 500 هزار تومان جریمه سخت نیست ... اما تحمل ندیدن کودک برای مادر سخت است .

..................

به دعوت آیدا خواستم که از لایحه بنویسم .اما دیدم نمی تونم .من فقط می تونم  از دردی بنویسم که قراره تبدیل به عرف بشه . از بی عدالتی که قراره قانون بشه .از حسی که میزانی برای سنجشش وجود نداره ... از زنهایی که در پیچ و خم دادگاه ها قراره سرگردون بمونند ... از هوو ها ... از برادر - خواهر های ناتنی ... از مالیات مهریه ... از دختری که در بازداشتگاه وزرا دیدم .گفت شوهرم معتاده اما طلاقم نمی ده ... صبر می کنم بمیره ... یا شاید یه روز چیزی قاطی تریاکش کردم تا زودتر ...

من کسی رو به این نوشتن از لایحه دعوت نمی کنم ! ازتون خواهش می کنم اگر وبلاگ دارید بنویسید ...


چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387
گناه تازه ای نداشت !!!

نمی دونم تا حالا پیش اومده که از روی اجبار بشینید پای تلویزیون و یک ساعت هی این کانال و اون کانال بزنید و از کانال های تلویزیونی خودمون به کانال های ماهواره برید و برگردید؟

من که تجربه خوبی از این تغییر کانال ها بدست نیاوردم! در این کانال گردی ها بودم که دیدم یک شبکه داره کلیپ نشون میده . فضای کلیپ سیاه بود و خواننده پشت میزی نشسته بود و داشت اعتراف می کرد، اعتراف به کشتن یک زن ! زمانی که ریتم آهنگ کمی تندتر شد گاهی تصویر میزی هم دیده می شد و خواننده می خوند: پرونده هام کامل شدند با چند تا سیگار و یه عکس ... و کم کم معلوم شد که خواننده داره از کشتن یک زن و مسلما معشوقه صحبت می کنه و علت قتل رو هم می گه : گناه تازه ای نداشت ، فقط یک کم هرز می پرید !!!

شوکه شدم. کانال رو عوض کردم و این بار با شادمهر عقیلی روبرو شدم که داشت با سرعت یک اسلحه مرگبار (از اینهایی که تک تیراندازها دارند ) رو سرهم می کرد و در نهایت از روی  پشت بوم دختری رو نشونه رفت که داشت با مرد دیگری معاشقه می کرد و البته در حین همه اینکارها هم مدام تکرار می کرد : مشکوکم ، مشکوکم به تو ! نمی تونم بمونم با تو

حتما این روزها امثال این کلیپ هارو زیاد دیدید. نمونه بارز ترویج قتل های ناموسی* ! نمی دونم شاید ترانه سراها و یا هنرمندان کلیپ ساز چیزی از قوانین مربوط به این نوع قتل ها نمی دونند اما هرچی که هست مطمئنند که اینکار جرم محسوب نمی شه ! شاید هم می دونند و دارند از این موضوع حتی در هنر عامه ( موسیقی پاپی که الان رواج داره ) هم سوءاستفاده می کنند .در کلیپ های مختلف می بینیم که زن در انتظار مرد خیانتکار اشک می ریزه و از پنجره به بیرون خیره میشه اما مرد در برابر هرز پریدن زن (اصطلاح استفاده شده در ترانه مذکور) او رو به قتل می رسونه . پایین بودن سطح هنری این موسیقی ها از لحاظ تکنیک یک طرف، سخیف بودن ترانه ها یک طرف و فرهنگی که با کلیپ هاشون رواج می دن طرف دیگه . چیزی که خطرش برای جامعه از موسیقی سطح پایین و صدای خارج خیلی بیشتره .

*قوانینی که از قتل های ناموسی حمایت می کند : (مواد ۲۲۰ و ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی )

از جمله قوانین تبعیض آمیز دیگر می توان به قانونی اشاره کرد که به مرد اجازه می دهد هروقت زن اش را در هم بستری با مرد دیگری ببیند می تواند زن را بکشد و قانون آن مرد را مجازات نمی کند . تحقیقی در این مورد نشان می دهد ۹۰ درصد مردانی که همسران خود را کشته اند به دلیل بدگمانی و توهم نسبت به همسرانشان آن ها را به قتل رسانده اند .

 پی نوشت :

دوستان لطفا دچار سوءتفاهم نشید . اون جمله ای که در پست قبلی نوشتم نظر شخصی من نیست.قسمتی از اون آهنگه که لینکشو دادم.


پنجشنبه 23 خرداد ماه سال 1387
آره می جنگم واسه هرچی که مال منه !

22 خرداد روز همبستگی زنان ایران مبارک

این ترانه گروه تپش رو گوش بدید . برای جنبش زنان اجرا کردند . عالیه !

آدمها امروز دو جنسند : یا نامردند یا که زن !


سه شنبه 7 خرداد ماه سال 1387
امیر یعقوبعلی به یک سال زندان محکوم شد

تغییر برای برابری: امیر یعقوبعلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد. نسرین ستوده با اعلام این خبر به تغییر برای برابری گفت : « امروز 5 خرداد 1387 رای آقای امیریعقوب علی به اینجانب ابلاغ شد. ایشان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس محکوم شده اند.


   1      2      3      4      5      6      7    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 41594


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...