یک لحظه تنهایی...
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 29 اسفند ماه سال 1386
پارسال
امسال هم گذشت ... سال عجیبی بود . بعضی از خاطرات انقدر ازم دوره که انگار هزار سال پیش اتفاق افتاده و بعضی هاش انگاری که همین الان .
سال عجیبی بود . مخصوصا این اسفند ماه . توی این سال خیلی چیزها یاد گرفتم ... خیلی چیزها.
امسال پوست انداختم ... ذره ذره ...
از صمیمی ترین دوستهام فاصله گرفتم . کارهایی که قبلا از نگاهم گناه بود انجام دادم . کسایی الان کنارم هستند که اول دوستشون داشتم بعد دوستتشون شدم ! گریه کردم . خندیدم . زندان رفتم .مست اتفاقات تازه اطرافم شدم و شاید هنوز هم تاپس فردا چیزهایی هست که باید حس کنم و تجربه کنم ...
این روزها گیجم . انگار روی زمین نیستم . همه چیز عجیبه . گاهی شاد و گاهی غریب دلگیر ... امروز رفتم عکاسی . مردم رو که از ویزور دوربین نگاه می کردم حس های مختلفی بهم هجوم می آوردند . زندگی ... بی تفاوتی ... نمی دونم !
امیدوارم سال جدید پر از خاطره های خوب باشه .

پی نوشت :
توی قلبم غم خاصی هست . گاهی به شادی تبدیل می شه و گاهی نفسمو بند میاره .

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 41598


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...