|
پروین رو خیلی دوست دارم .خیلی چیزها ازش یاد گرفتم .واقعا بابت
جایزه خوشحالم و می دونم که لایقترین شخص برای این جایزه پروینه .چند تصویر از
پروین اردلان همیشه توی ذهنمه که هیچ وقت کنار نمی ره . شاید تصور دیگران این
باشه که این تصاویر همه از تجمع ها و سخنرانی ها و جلسات بزرگه.اما اینطور نیست ...
من پروین رو با چیزهای خیلی ریزتری شناختم ُخیلی ریز و شاید در ظاهر خیلی معمولی .
و گاهی حسرت روزهایی رو می خورم که نمی شناختمش .
برداشت اول :
یکی از جلسات کمپین بود . جلسات اولیه کمیته رسانه .پروین با
روسری تیره و خودکاری لای انگشتهاش داشت از کارهایی که می تونیم
انجام بدیم حرف می زد . پشت هم ایده می داد و من متعجب بودم از ذهن خلاقش .
ثبتش کردم . هون لحظه ازش عکس گرفتم و توی خونه ساعتها به اون عکس نگاه کردم ! به
کسی که توی عکس روی میز خم شده بود تا بتونه صورت بچه ها رو کامل موقع صحبت کردن
ببینه .
برداشت دوم :
مریم زندان بود . خونه پروین بودیم و حرف می زدیم .پروین نگران بود
اما مارو دلداری می داد . همه دلخوری هاشونو می گفتن . گله می کردن ... گاهی حتی بی
منطق ... پروین به همه گوش می داد و سعی می کرد دلخوری ها رو برطرف کنه . ساعتها ما
گفتیم و گفتیم و اون صبورانه گوش داد . حرفهامون که تموم شد دوبار پروین پر انرژی
از اول شروع کرد . :بچه ها باید همه کارهاتونو مکتوب کنین ...
برداشت سوم :
(این خیلی خصوصیه ) خونه پروین بودم .جلسه بود .همه حرف می زدن اما
من حالم خوب نبود . تب داشتم .رفتم تو اتاق پروین و پروین نگران دنبالم اومد . بهم
گفت بهتره دراز بکشی . من روی تختش خوابیم و پروین پتو کشید روم . از اتاق که اومدم
بیرن دیدم در حالی که داره با هیجان برای بچه ها از کارهایی که باید انجام بدیم حرف
می زنه برای منهم چای سبز درست کرده . گفت بخور بهتر شو بعد برو خونه! و من شرمگین
بودم از نگاهش.چون همیشه فکر میکردم پروین علاقه شخصی به من نداره و همه چیز در
قالب فعالیت های گروهیه .
BubbleShare: Share photos - Play some Online Games.
|