چشمک ستاره ها رومی شمردیم یادته ؟
واسه تنهایی شب غصه می خوردیم یادته ؟
صدای رضا یزدانی رخوت خونه رو می شکنه و دل منو می لرزونه ... منو یاد تو می اندازه ... یاد کافه هایی که قراره با هم بریم ... یاد اولین باری که قراره همدیگه رو ببینیم ... یاد حرفهایی که قراره پشت یه فنجون قهوه تلخ با هم بزنیم ... یاد کتابهایی که حتما خوندی و با هم دوباره دوره می کنیم. حتما یه بار که دوربینهامون دور گردنمونه و داریم لحظه ها رو ثبت می کنیم خوب نگاهت می کنم ... انقدر نگاهت می کنم تا ثبت شی ... مثل یه فریم ناب سیاه و سفید . ازت می خوام چیزایی که بلدی رو بهم یاد بدی ... منهم تندی ازت امضا می گیرم . البته حتما تا حالا یه گوشه این شهر بیانیه رو دیدی و امضا کردی ...
دستهامون تو دست هم گم می شدیم تو خواب شب
دل دیوونه من هی قدمهاتو می شمرد
کوچه هارو رد می کردیم تا خیابون بزرگ
عطر ناب تو منو تا آخر دنیا می برد
یادم باشه یه بار که میل شب گردی زد به دلمون خودمو بسپرم به تو و با هم بریم گم بشیم تو کوچه پس کوچه های شهر ... حتما می دونی که من عاشق ولیعصرم ... عاشق خیابون کاخ ... دوست دارم از زیر پل کریم خان آروم آروم تو کوچه ها گم بشم و یهو جلوی خانه هنرمندان سر در بیارم .
حالا تو نیستی و این کوچه صدام نمی زنه
حالا تو نیستی و بی تو دیگه کافه کافه نیست ...
دیگه هیچ ستاره ای جرات چشمک نداره
هیچ کسی مثل من از نبودنت کلافه نیست !
نیستی ! هیچ وقت نبودی ! شاید هیچ وقت هم پیدات نشه ... می دونم این انتظار لعنتی که یه بار دیگه این دل بلرزه رو باید همین روزا تموم کنم ... باید راضی بشم و لبخند بزنم ... کاش بدونم تو کی هستی ؟ کاش بدونم کجای این دنیا یه روز قراره روبروت قرار بگیرم ؟ نکنه اومدی و رفتی و من نفهمیدم ؟ |