یک لحظه تنهایی...
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 23 تیر ماه سال 1386
خشونت خیابانی (۱)

بارها توی وب لاگ ها و سایتهای بچه ها خونده بودم که یکی از روش های مبارزه با مزاحمت های خیابانی (خشونت خیابانی ) انتشار عکسها و مشخصات کسانی است که ایجاد مزاحمت می کنند. به این موضوع مدتها فکر کردم و امروز تصمیم گرفتم این کار رو شروع کنم . اگر دوربین همراهم بود عکس می گیرم در غیر اینصورت مشخصات شخص یا ماشین و زمان و مکان رو می نویسم . اگر کسی هم مشتاق بود این راه رو ادامه بده اطلاعات مربوطه رو برای من ایمیل کنه . یا اینکه در وب لاگ خودش درج کنه و به من خبر بده تا لینک بدم. نمی تونم حدس بزنم تا کجا می تونم ادامه بدم. مهم اینه که شروع کردم ...


مردی که در عکس دیده می شود امروز در میدان صنعت ( شهرک غرب ) مزاحم من و پریسا شده بود .




پی نوشت :

خیلی از دوستان گفتن که ممکنه از اینکار سوء استفاده بشه . راستش من فقط می تونم مسئولیت مطالب وب لاگ خودم رو به عهده بگیرم . همیشه سوءاستفاده از تکنولوژی وجود داشته . نمی دونم شما وقتی بلوتوٍس مهمونی چند تا دختر از همه جا بی خبر رو توی موبایلها می بینین هم به این فکر می کنین که از تکنولوژی سوءاستفاده شد ؟ راستش من فکر می کنم خیلی طول می کشه تا دیگران بخوان شروع به سوءاستفاده از این طرح بکنن . من تنها کاری که می تونم بکنم اینه که از این به بعد روی عکسها آدرس وب لاگم رو هم می ذارم که اگر کسی جای دیگه ازش استفاده کرد برای رفع ابهام سوءاستفاده ، خودم پاسخگو باشم . باز هم مرسی که نظرتونو بهم گفتین .

یکشنبه 17 تیر ماه سال 1386
ز دست دیده و دل هردو فریاد ...

دستم به نوشتن نمی ره . هربار که فکر می کنم قراره دلارام جواب فعالیتهاشو اینجوری بگیره همه اش دلم برای بچه هایی که دادگاهشون برگزار نشده شور می زنه . از طرفی با هر فشاری که به ما میارن مطمئن می شم که راهمون درسته . هفته پیش که به خاطر روز زن وطنی ! هفت حوض شلوغ بود سر از وزرا در آوردم . به خاطر بدحجابی !!!! توی مسیر هفت حوض تا وزرا با خانومی که منو گرفته بود صحبت کردم . بهش دفترچه و اطلاعات در مورد کمپین دادم  . وقتی استقبالشو دیدم دلم گرم شد . ته دلم هیچ کینه ای نسبت بهش احساس نمی کردم . وقتی ضعف و ترس رو توی نگاهش دیدم به خودم گفتم این نگاه پشتش خیلی چیزها داره . بهم گفت می خواد امضا جمع کنه . بهش برگه دادم . نمی دونین چه لذتی داشت ... بهش گفتم همکاراش پارسال توی هفت تیر یادشون رفته بود که مثل ما زن هستند. گفت می دونم . گفت شرمنده ام . گفت حتی الان هم دلم نمی خواست اینطوری بشه . گفت ببین چه شغل بدی دارم من .

دستم به نوشتن نمی ره . خودم رو تحریم کردم که دست به ماشین نزنم . می دونم که دارم خودمو گول می زنم . اینجوری هیچی درست نمی شه . وقتی هر شب صف طولانی پمپ بنزین رو می بینم از مردم لجم می گیره . از اینکه انقدر سریع به همه چیز عادت می کنن ... از اینکه نسبت به همه چیز دان بی حس و بی تفاوت می شن ...

فردا ۱۸ تیره . بچه های پلی تکنیک هنوز به خونه هاشون برنگشتن ... می دونم که این قصه سر دراز دارد .

دستم به نوشتن نمی ره ... حتی چشمام هم دوست دارن که نبینن ...


چهارشنبه 6 تیر ماه سال 1386
فاعلین عزیز !!!

چند ماهه که کوچمون پاتوق دزدهاشده . یکی دو بار وقتی نصفه شب واسه هواخوری رفتم تو بالکن حتی اونها رو دیدم و مفتخر به فریاد دزد دزد شدم . دیروز صبح زود هم یکیشون اومده بود تو پارکینگ خونمون و بعد از اینکه با یکی از همسایه ها روبرو شد فرار کرد . همه اش فکر می کردم  مگه قرار نبود شبا که ما می خوابیم آقا پلیسا بیدار باشن ؟ پس کجان ؟

امروز که به یمن و میمنت سهمیه بندی بنزین تو خیابون ماشین کمتری بود فهمیدم آقا پلیسا کجان . اونها شبا می رن توی پمپ بنزین و مراقبن یه وقت این مردم از خدا بی خبر اعتراضی به حال خرابشون نکنن .

یه مثال بی ادبانه ای هست که سعی می کنم سانسور شده شو اینجا بنویسم . قدیمی ها حتما شنیدن . می گن یه شهری بوده که پادشاهش از آرومی اونجا به ستوه اومده . یه روز به مشاوراش می گه یالا یه کاری بکنین یک کم تنوع داشته باشیم . اونها هم ایده می دن که جلوی در ورودی شهر یه گمرکی بذاریم که هر کی می خواد بره یا بیاد باید .........

بعد از یه مدت مردم میان پیش پادشاه . پادشاه خوشحال می شه که آخ جون بالاخره این مردم بی غیرت دردشون اومد . اما می بینه مردم نماینده فرستادن که دستتون درد نکنه طرح عالیه اما اگه می شه تعداد فاعلین رو زیاد کنین که ما مجبور نباشیم ساعتها تو صف وایسیم .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 41622


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...