| |
| دوشنبه 28 اسفند ماه سال 1385 |
| نرم نرمک می رسد اینک بهار |
فردا عیده و من هیچ احساسی ندارم ... مردم تو خیابون ریختن و دارن تند و تند خرید می کنن . یکی سبزه و یکی ماهی و یکی شلوار ... به نظر نمی یاد این مردم همون آدمهایی هستند که تا دیروز از گرونی ناله می کردند. هفت سین های آماده و فروشی هم کار همه خانمهای سنت پرست رو راحت کرده . امسال دم عیدی یکی از درآمدهای جانبی ام شده بودند درست کردن هفت سین و تخم مرغ و پول در آوردن از اونها ... تنها خوبی که داشت این بود که حداقل سعی کردم کارهای متفاوتی به مردم ارائه بدم .
بهار داره میاد . حتما با شکوفه های خوشگلش و بارونای ناگهانیش ... هردوشو دوست دارم . هم شکوفه و هم بارون.
تنها چیزی که یه ذره منو از بی تفاوتی در میاره دیدن یکی از این شکوفه هاست ...
|
|
| |
| جمعه 18 اسفند ماه سال 1385 |
| پرده آخر ! |
پرده اول :
چهارشنبه شب، نیمه شب ... پشت در اوین ... سارا و لبخند مهربانش ... و نگران و دلتنگ الناز .به غیر از ۳ تن ، همه بچه ها آزاد شدند.
پرده دوم :
پنجشنبه ظهر ... مترو سرسبز ... مسئول مترو می گوید مترو در ایستگاه بهارستان توقف نمی کند . به دفتر افروز می رویم و از آنجا راهی بهارستان . شهلای عزیز بیانیه را می خواند و در پایان می گوید که بچه ها محل را ترک کنند . نیروی انتظامی بچه ها را پراکنده می کند . سمیه و مریم و نازلی را می بینم و دلگرم از حضور بچه ها به سمت میدان بهارستان می روم . پلیس های زن آرتیست وار دسته جمعی به بچه ها حمله می کنند . چند مرد جوان با لباس شخصی به طرف ما می آیند و معترض به ما می گویند برویم . یکی از آنها با دوربین از ما فیلم می گیرد.اعتراض می کنم . مرد مارا هل می دهد و می گوید بروید . کیف یکی از بچه ها را می کشد و می گوید برو تا کیفتو نگرفتم ! برادر دیگری را به سمت دیگری هل می دهد و می گوید با این دخترا کجا می ری ؟ خواهرش با عجله می رود و می گوید با هم هستیم . آن دو را از ما جدا می کنند و می گویند برید ببینم کدوم مغازه جرات داره شمارو راه بده .
پرده سوم :
پنجشنبه عصر ، دفتر افروز ... و شوخی و بگو بخند با بچه هایی که هنوز ته نگاهشان نگرانی وجود داشت . مارال و گیتا دستگیر شده بودند و نازلی نگران خواهرش بود .
پرده آخر :
روز جهانی زن مبارک ! |
|
| |
| چهارشنبه 16 اسفند ماه سال 1385 |
| ای کاش قضاوتی ، قضاوتی ، قضاوتی ... |
پس از گذشت بیش از چهل و هشت ساعت از بازداشت زنانی که مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع مسالمت آمیز زده بودند، بالاخره هشت تن از این زنان با قرار کفالت آزاد شدند.
اسامی آزادشدگان به این شرح است: پرستو دوکوهکی، سارا لقایی، ساقی لقایی، نیلوفر گلکار، پرستو سرمدی، ناهید انتصاری، فریده انتصاری و سارا ایمانیان.
آزادشدگان خبر اعتصاب غذای دیگر یاران دربند خویش را تایید کردندو همچنین اعلام کردند که شهلا انتصاری در سلول انفرادی نگه داشته می شود.
گروه خبر زنستان |
|
| |
| سه شنبه 15 اسفند ماه سال 1385 |
| آدمی بودن حسرتا ! مشکلی است ... |
فعالان زن بازداشت شده دست به اعتصاب غذا زدند بنا بر آخرین اخبار رسیده نوشین احمدی خراسانی، درتماس تلفنی که با همسرش داشته است اعلام کرده است که از امروز ظهر بنا بر تصمیمی دسته جمعی همه سی و سه زن بازداشت شده اعتصاب غذا را شروع کردند. احمدی خراسانی به همسرش، جواد موسوی خوزستانی گفته است که این تصمیم گروهی را به این دلیل اخذ کرده اند که مسولان قول مساعد داده بودند که امروز همه دستگیر شدگان جوان را آزاد کنند و چون این اقدام صورت نگرفته است، در اعتراض اعتصاب غذا را آغاز کرده اند. در همین رابطه :
تردد مینی بوس های همبستگی در خیابان های تهران!!!/ منصوره شجاعی
گزارش یک شاهد عینی (قسمت دوم منکرات وزرا!)
گزارش یک شاهد عینی (قسمت سوم: همفکر زنت هستی؟ اگر هستی غلط کردی آمدی اینجا!
|
|
| |
| دوشنبه 14 اسفند ماه سال 1385 |
| مرا فریاد کن ! |
آخرین خبر
بازداشت شدگان به بند 209 زندان اوین منتقل شدند
طبق آخرین اخبار بازداشت شده گان را در دو مینی بوس سوار کرده و به بند دویست و نه بازداشتگاه اوین منتقل کرده اند. بند دویست و نه زندان اوینٰ متعلق به وزارت اطلاعات است.
خانواده های بازداشت شدگان در بیرون بازداشتگاه وزرا دست به اعتراض زده اند و یک خبرنگار هلندی حاضر در محل نیز دستگیر شده است.
ماموران به خانواده های بازداشت شده گان اطلاع داده اند که لااقل تا فردا کسی آزاد نخواهد شد و فردا با خانواده برخی از زنان تماس خواهند گرفت تا برای آزادی آنها وثیقه تهیه کنند و سایر زنان کماکان بازداشت خواهند ماند
|
|