یک لحظه تنهایی...
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی
شنبه 29 تیر ماه سال 1387
هذیون وار !

می پرسه : حالت چطوره ؟

سرحال می خندم و پر انرژی می گم عالی !

می گه عمگین نبودی ؟ فکر می کنم ... نه ! خوب خوبم ! همه م یگن کلی عوض شدی ...

سرش هنوز پایینه لبخند می زنه . می گه : عصبانیت ؟

خوب باید راستشو بگم ... یک کم آره ...

می گه هنوز تو دست و پات احساس سنگینی می کنی ؟

- آره !

می گه خوب برو دو ماه دیگه بیا ! قرصاتم مثل قبل بخور !!!!

یعنی اینهمه تغییرات رو ندید؟!!


چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387
گناه تازه ای نداشت !!!

نمی دونم تا حالا پیش اومده که از روی اجبار بشینید پای تلویزیون و یک ساعت هی این کانال و اون کانال بزنید و از کانال های تلویزیونی خودمون به کانال های ماهواره برید و برگردید؟

من که تجربه خوبی از این تغییر کانال ها بدست نیاوردم! در این کانال گردی ها بودم که دیدم یک شبکه داره کلیپ نشون میده . فضای کلیپ سیاه بود و خواننده پشت میزی نشسته بود و داشت اعتراف می کرد، اعتراف به کشتن یک زن ! زمانی که ریتم آهنگ کمی تندتر شد گاهی تصویر میزی هم دیده می شد و خواننده می خوند: پرونده هام کامل شدند با چند تا سیگار و یه عکس ... و کم کم معلوم شد که خواننده داره از کشتن یک زن و مسلما معشوقه صحبت می کنه و علت قتل رو هم می گه : گناه تازه ای نداشت ، فقط یک کم هرز می پرید !!!

شوکه شدم. کانال رو عوض کردم و این بار با شادمهر عقیلی روبرو شدم که داشت با سرعت یک اسلحه مرگبار (از اینهایی که تک تیراندازها دارند ) رو سرهم می کرد و در نهایت از روی  پشت بوم دختری رو نشونه رفت که داشت با مرد دیگری معاشقه می کرد و البته در حین همه اینکارها هم مدام تکرار می کرد : مشکوکم ، مشکوکم به تو ! نمی تونم بمونم با تو

حتما این روزها امثال این کلیپ هارو زیاد دیدید. نمونه بارز ترویج قتل های ناموسی* ! نمی دونم شاید ترانه سراها و یا هنرمندان کلیپ ساز چیزی از قوانین مربوط به این نوع قتل ها نمی دونند اما هرچی که هست مطمئنند که اینکار جرم محسوب نمی شه ! شاید هم می دونند و دارند از این موضوع حتی در هنر عامه ( موسیقی پاپی که الان رواج داره ) هم سوءاستفاده می کنند .در کلیپ های مختلف می بینیم که زن در انتظار مرد خیانتکار اشک می ریزه و از پنجره به بیرون خیره میشه اما مرد در برابر هرز پریدن زن (اصطلاح استفاده شده در ترانه مذکور) او رو به قتل می رسونه . پایین بودن سطح هنری این موسیقی ها از لحاظ تکنیک یک طرف، سخیف بودن ترانه ها یک طرف و فرهنگی که با کلیپ هاشون رواج می دن طرف دیگه . چیزی که خطرش برای جامعه از موسیقی سطح پایین و صدای خارج خیلی بیشتره .

*قوانینی که از قتل های ناموسی حمایت می کند : (مواد ۲۲۰ و ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی )

از جمله قوانین تبعیض آمیز دیگر می توان به قانونی اشاره کرد که به مرد اجازه می دهد هروقت زن اش را در هم بستری با مرد دیگری ببیند می تواند زن را بکشد و قانون آن مرد را مجازات نمی کند . تحقیقی در این مورد نشان می دهد ۹۰ درصد مردانی که همسران خود را کشته اند به دلیل بدگمانی و توهم نسبت به همسرانشان آن ها را به قتل رسانده اند .

 پی نوشت :

دوستان لطفا دچار سوءتفاهم نشید . اون جمله ای که در پست قبلی نوشتم نظر شخصی من نیست.قسمتی از اون آهنگه که لینکشو دادم.


پنجشنبه 23 خرداد ماه سال 1387
آره می جنگم واسه هرچی که مال منه !

22 خرداد روز همبستگی زنان ایران مبارک

این ترانه گروه تپش رو گوش بدید . برای جنبش زنان اجرا کردند . عالیه !

آدمها امروز دو جنسند : یا نامردند یا که زن !


سه شنبه 7 خرداد ماه سال 1387
امیر یعقوبعلی به یک سال زندان محکوم شد

تغییر برای برابری: امیر یعقوبعلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد. نسرین ستوده با اعلام این خبر به تغییر برای برابری گفت : « امروز 5 خرداد 1387 رای آقای امیریعقوب علی به اینجانب ابلاغ شد. ایشان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس محکوم شده اند.


پنجشنبه 19 اردیبهشت ماه سال 1387
درددل
من این کار رو اخلاقی نمی دونم ... این حرفی بود که تکرار کردم . شاید منطق لازمی که می خواستم برسونم پشتش نبود اما یه دلخوری بزرگ داشت .ما داریم با هم کار می کنیم و این روش بی اخلاقیه . به روزهای گذشته نگاه می کنم و به لحظه هایی که دوستانی که دوسشون داشتم و باهاشون کار رو شروع کرده بودم با رفتار های عجیبشون منو در مورد همه چیز به شک انداختند . شک به حرمت کاری که همه حول محورش جمع شده بودیم . باور کردنی نبود . این یه فعالیت اجتماعی بود و اونها آدمهایی بودند که من بهشون احترام می ذاشتم . اصلا از کی اصطلاح دوست نداشتنی " ما و اونها " پیش اومد ... ؟ اولین بار این تضاد رو سر ساخت فیلم کارگاه ها حس کردم . اما نمی دونستم باید سوال کنم یا نه ... کمپین برای من انقدر مهم بود که حاضر نبودم با شک و تردید های کوچک هیچ چیزی رو اطرافش تیره و تار کنم ... زندان رفتن مریم مثل یه پتک شروع اتفاقهایی برای من بود که گاهی تا حد جنون ناراحتم می کرد و البته این درد مشترک باعث نزدیکی من به خیلی از دوستان شد .لحظه هایی که با هم حرف زدیم . دنبال راهکار گشتیم و سعی کردیم مثل یه موج سوم ماجرا رو قطع کنیم . ریشه ماجرا بین دو تا آدم بود که هردوشون انقدر معتبر بودند و محترم که ... اما کم کم آدمهای زیادی وارد بازی شدند . شاید این بازی قدرت بود ... اما از نگاه من چیزی که توی کمپین حضور داشت روحی بود که قدرت رو دور زده بود . و این حس خوبی بود ... گرچه بعد ها فهمیدم برای خیلی ها ریشه مشکلات همین جا بود ... دوست نداشتند ما جوونها قدرت رو دور بزنیم و مسئله این بود که در ظاهر ماجرا طرفدار ساختار افقی بودیم و ته ذهنمون فکر می کردیم " بعضی ها برابرترند " . و پذیرفتن این تفکر تلخ بود . تمام تصویرهای خوب و شفافم شکست ... بیشتر سعی می کردم ساکت باشم و تن به این بازی عجیب ندم اما چاره ای نبود . دوستانی که زمانی کنارمون بودند حالا روبروی ما همون کارهایی رو می کردند که نباید ... شاید هم از دید اونها ما همون کارهایی رو می کردیم که نباید . از ترس اینکه این مشکل نمود بیرونی نداشته باشه پنهان کاری می کردم و برعکس می دیدم که اونها سعی در پنهان کردنش ندارند . سایت جدیدی متولد شده بود که تنها برای ما که در بطن ماجرا بودیم معنی داشت .یارکشی ها شروع شده بود و دیگه پنهان کردن جدا شدن عده ای از جمع بزرگ کمپینی ها ممکن نبود . البته جدا شدن و به صورت مستقل کار کردن طبیعی بود . اتفاق عجیبی نبود اما شروع یک سری از تحریفها و پشت پا زدن به حقیقت فقط برای حفظ چیزهایی که شاید به نوعی قدرت نمایی محسوب می شد ... شاید به خاطر اینکه دوست ندارم حرمت شکنی کنم حاضر نیستم توی وب لاگم بنویسم چه اتفاقهایی افتاد . اما هنوز هم می گم این کار هر معنی که می داد برای من مهم نیست . به نظر من این بازی شروع یه بی اخلاقی بزرگ بود که حاضر نیستم بپذیرمش و یا توجیهی براش بیارم . چیزهای زیادی زیر پا گذاشته شد ... چیزهایی که برای من و 4 تا کنشگر جوون دیگه ارزش داشت . من این کار رو اخلاقی نمی دونم . و دلم می خواد یکی بیاد برام از اخلاق فمینیستی بگه ... الان شاید فقط این آرومم کنه و خوشحالم که با وجود همه فشارهای امنیتی و تنش های درونی ،کمپین برای ما متوقف نمی مونه و حرکت خودش رو ادامه می ده .

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 39112


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...