یک لحظه تنهایی...
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی

آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 7 آذر ماه سال 1387
خبر

یه چند وقتی هست که من من اینجام:

my photoblog

و شاید دیگه اینجا وقت نکنم سر بزنم


دوشنبه 6 آبان ماه سال 1387
بی حرفی

یا دستم به نوشتن نمی ره یا حرف خاصی ندارم بزنم !


مرمر

چنین برهنه

چنین سفید

در انتظار مجسمه نیست


*یانیس ریتسوس


چهارشنبه 6 شهریور ماه سال 1387
اعلام حضور

نوشتنم نمی یاد

تا اطلاع ثانوی

سالگرد کمپین مبارک

کنار هم تا حذف نابرابری جنسیتی


دوشنبه 21 مرداد ماه سال 1387
بازی با بنیان خانواده

یک بار (چند سال پیش ) برحسب اتفاق در میان اقوام یکی از دوستانم مردی را دیدم که با وجود همسر و دو فرزند عاشق منشی مطبش شده بود و طی یک ماجرای عجیب و غریب عشقی ( در حد فرار و تهدید خانواده ها ) اورا عقد کرده بود .

دخترک - میترا - یک شب گذارش به خانه ما افتاد . مادرم تا فهمید او -زن دوم - مردی شده شروع به اعتراض کرد . اول خجالت کشیدم  از اینکه مادرم با مهمان غریبه انقدر توهین امیز حرف می زند. تقریبا فریاد می زد و اجازه صحبت به میترا نمی داد .مدام تکرار می کرد : عاشق شدی ؟ عاشق کسی که به خانواده و حریم خودش پایبند نمونده ؟ فکر می کنی روی ویروونه زندگی زنش می تونی خوشبخت بمونی ؟

میترا هم دلیل می اورد که عشق کوره و این حرفها رو نمی شناسه . مادرم پوزخند می زد و می گفت : اگر خیلی عاشق بود زنش رو طلاق می داد و می اومد سراغ تو . که نه اون بیچاره با دو تا بچه زجر شوهر بی وفاشو بکشه نه تو از ترس فردا مدام دچار بازی رقابت بشی.

مامان کوتاه نمی آمد و من سعی می کردم ماجرا را فیصله بدهم .

چندی پیش شنیدم که شوهر میترا مشکل مالی برایش پیش آمده و آنها مجبور شده اند فعلا خانه شان را بفروشند .زن اولش به او جای خواب داده بود .گفته بود بدون زنت ! اگر خواستی 12 شب به بعد میای می خوابی و صبح قبل از بیدار شدن بچه ها می ری !

و من گیج بودم که زن اول داره از مردش انتقام می گیره یا بخشیدتش . چرا در ازای اینکار نمی خواد که مرد طلاقش بده ؟ چرا مرد طلاقش نمی ده ؟ چرا هیچ دادگاهی حاضر نشد طلاق این خانم رو از شوهر به ظاهر معتبر و محترم - از نظر جایگاه اجتماعی - اما بی وفاشو بده ؟

...................

من ازدواج نکردم ! اما لازم نیست شوهر داشته باشم تا معنی چند همسری را بفهمم . من ازدواج نکردم ، با مهریه هم مخالفم ، اما نمی توانم به دختری که از ترس آینده دست آویزی جز مهریه ندارد بگویم اگر این لایحه تصویب شود تو باید مالیات مهریه نگرفته ات را امروز بدهی !

من کودکی ندارم اما می دانم که برای مردی که می خواهد انتقامش را توسط کودکش بگیرد پرداخت 50 تا 500 هزار تومان جریمه سخت نیست ... اما تحمل ندیدن کودک برای مادر سخت است .

..................

به دعوت آیدا خواستم که از لایحه بنویسم .اما دیدم نمی تونم .من فقط می تونم  از دردی بنویسم که قراره تبدیل به عرف بشه . از بی عدالتی که قراره قانون بشه .از حسی که میزانی برای سنجشش وجود نداره ... از زنهایی که در پیچ و خم دادگاه ها قراره سرگردون بمونند ... از هوو ها ... از برادر - خواهر های ناتنی ... از مالیات مهریه ... از دختری که در بازداشتگاه وزرا دیدم .گفت شوهرم معتاده اما طلاقم نمی ده ... صبر می کنم بمیره ... یا شاید یه روز چیزی قاطی تریاکش کردم تا زودتر ...

من کسی رو به این نوشتن از لایحه دعوت نمی کنم ! ازتون خواهش می کنم اگر وبلاگ دارید بنویسید ...


شنبه 29 تیر ماه سال 1387
هذیون وار !

می پرسه : حالت چطوره ؟

سرحال می خندم و پر انرژی می گم عالی !

می گه عمگین نبودی ؟ فکر می کنم ... نه ! خوب خوبم ! همه م یگن کلی عوض شدی ...

سرش هنوز پایینه لبخند می زنه . می گه : عصبانیت ؟

خوب باید راستشو بگم ... یک کم آره ...

می گه هنوز تو دست و پات احساس سنگینی می کنی ؟

- آره !

می گه خوب برو دو ماه دیگه بیا ! قرصاتم مثل قبل بخور !!!!

یعنی اینهمه تغییرات رو ندید؟!!


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 81125


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...